الغزالي
مقدمه 14
كيمياى سعادت ( فارسى )
حمايتش برخاست و در بزرگداشت وى كوشيد تا آنجا كه او را « زين الدين » و « شرف الائمه » لقب داد و به استادى نظاميهء بغداد برگزيد . آغاز استادى در نظاميهء بغداد ( 484 ه ق 1091 م ) غزّالى در سال چهار صد و هشتاد و چهار از طوس - به راه اصفهان - رهسپار بغداد شد ، « 1 » مردم اين شهر مقدمش را به گرمى پذيرا شدند . خيلى زود زبانزد خاص و عام گرديد . در محافل علمى از نبوغ سرشار و دانش بسيارش داستانها گفتند و كاروانيانى كه از بغداد رهسپار شرق و غرب مىشدند براى مردم شهرهاى سر راه از نبوغ و هوشيارى وى حكايتها روايت مىكردند تا آنكه حشمت و شوكتش به پايهاى رسيد كه حتى در اميران و پادشاهان و وزيران معاصر خود اثر گذاشت . در سال 487 هجرى ، غزّالى يكى از بزرگانى بود كه با عنوان حجة الاسلامى و استاد برگزيدهء نظاميهء بغداد ، در مراسم نصب المستظهر باللّه - بيست و هشتمين خليفهء عباسى - بر مسند خلافت ، شركت جست و با وى بيعت كرد . خودش در نامهاى كه به سال 504 هجرى در پاسخ نظام الدين احمد نوشته است ، ضمن ابراز ندامت از زندگى جنجالى و اشرافى گذشتهء خويش ، چنين مىنگارد : « در بغداد از مناظره كردن چاره نباشد ، و از سلام دار الخلافه امتناع نتوان كرد . » « 2 » مردم گريزى ( 488 ه ق 1094 م ) پس از آنكه در بغداد به اوج شوكت و شهرت رسيد ، و در ميان خاص و عام مقامى برتر از همه پيدا كرد ، دريافت كه از اين راه نمىتوان به آسايش و آرامش روحى رسيد . پس از ترديد بسيار سرانجام دنبالهرو صوفيان وارستهء بىنامونشان شد . به بهانهء زيارت كعبه از بغداد بيرون رفت ، چندى با گمنامى
--> ( 1 ) ابن الجوزى : « المنتظم » ، ج 9 ، ص 55 . ( 2 ) - غزالى : « مكاتيب فارسى » ، تصحيح عباس اقبال ، ص 45 .